تاریخچه نشر | نگاهی کوتاه به سرگذشت نشر در ايران
امروزه ميزان انتشار كتاب در هر جامعه يكي از ملاكهاي توسعه يافتگي به شمار ميرود. متاسفانه كشورهاي جهان سوم در زمينه توليد و مصرف كتاب مانند ديگر زمينهها از كشورهاي توسعه يافته فرسنگها فاصله دارند. نشـر ايران هم طي عمر كوتاه خود همواره با مشـكلات عديدهاي دست به گريبان بوده است. همینطور فراز و نشيبهاي گوناگون، بر خواسته از تحولات اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي و پيشرفتهاي فني برآن تاثیرگذاشته است.
بررسي تاریخچه نشر حاكي از نبود برنامه ريزي صحيح و اصولي در نشر است.این برداشت دلایل مختلفی دارد. نوسان تعداد عناوين طي سالهاي مختلف، افزايش غير قابل منتظره تعداد عناوين در زمان خاص و سير نزولي آن طي چند سال متمادي از این علل مهم هستند.
تاریخچه نشر و صنعت نشر كتاب
تاریخچه نشر كتاب در ايران (كه با صنعت نشر روزنامه تفاوت دارد)، بدون آنكه بخواهيم وارد جزئيات امر شويم، بهطوركلي قدمتي صد ساله دارد و مركزيت آن هم در پايتخت محسوس است. اين امر تقريباً در تمام كشورهاي ديگر نيز مصداق دارد و پايتخت کشورها مركز تمركز ناشران است. تنها تفاوت در آمريكاست كه شهر نيويورك مركز كليه ناشران مهم اين كشور است.
نسل اول ناشران ايران، گرچه بهطور عمده در نواحي بازار و تيمچه حاجبالدوله و بازار بينالحرمين و خيابان ناصرخسرو كار خود را شروع كردند، اما به علت گسترش شهر تهران، كتابفروشيهاي خود را به خيابان شاهآباد و خيابان نادري، خيابان جمهوری اسلامی، و بعدها به مقابل دانشگاه نيز توسعه دادند.
اولین ناشران
علمی ها
يكي از نامهاي مشهور نسل اول ناشران در تاریخچه نشر ايران، «علمي»ها هستند. «حاجي محمد اسماعيل» مؤسس «انتشارات علمی» و فرزندانش سالها در نشر کشور فعالیت داشتند. همگي آنها با نام خانوادگي «علمی» شناخته ميشوند. انتشارات علمي، نام يكي از پركارترين و مشهورترين ناشران نسل اول صنعت نشر كتاب در ايران است. این ناشران زير نامهاي علمي و «انتشارات جاويدان» به كارخود ادامه دادند.
شادروان «نصرالله صبوحي» بنيانگذار «كتابفروشي مركزي» بود و انتشارات خود را زير همين نام منتشر ميكرد. كتابفروشي او در خيابان ناصرخسرو قرار داشت. ايشان، پس از تأسيس اتحاديه ناشران و كتابفروشان تهران، يكي از رؤساي اوليه اين اتحاديه بود.
محمد رمضاني، كلاله خاور
شادروان «محمد رمضاني»، انتشارات «كلاله خاور» را داشت. او هم از پيشگامان نسل اول ناشران ايران بود. هم ايشان نخستين نشريه ادواري خاص و مستقل در زمينه كتاب را به نام «فصلنامه كتاب» (در 64 صفحه) در فروردين 1311 منتشر كرد (از اين فصلنامه فقط چهار شماره منتشر و انتشار آن متوقف شد). ايشان بعدها جزوههاي هفتگي «افسانه» را منتشر كرد (در 8 تا 16 صفحه)، كه در آنها ادبيات جهان و برخي از آثار فارسي معرفي ميشد. جزوههاي «افسانه» بخش مهمي از فعاليتهاي فرهنگي ايران بين سالهاي 1300 تا1310 را نشان ميدهد.
سایر ناشران بزرگ
شادروان «ابراهيم رمضاني»، «انتشارات ابنسينا»؛ «شادروان حسن معرفت»، «كانون معرفت»؛ «شادروان عبدالغفار طهوري»، «كتابخانه طهوري»؛ «زوار»، «كتابفروشي زوار»؛ «عبدالرحيم جعفري»، «انتشارات اميركبير»؛ «جواد اقبال»، «انتشارات اقبال»؛ «محمدي»، «كتابفروشي محمدي»؛ «برادران مشفق»، «بنگاه مطبوعاتي صفيعليشاه»؛ «محمود كاشيچي»، «انتشارات گوتنبرگ»؛ «يهودا بروخيم» و «اسحق بروخيم»، «انتشارات بروخيم»؛ و …. نسل اول ناشران ايران را بهوجود آوردند كه هنوز هم برخي از بنگاههاي انتشاراتي آنها در صحنههاي صنعت نشر كتاب ايران به فعاليتهاي خود ادامه ميدهند.
رشد و توسعه نشر
نسل اول – ناشران موروثی
نسل اول ناشران در تاریخچه نشر ايران را ميتوان نسل خانوادگي و موروثي تلقي كرد. در این زمان كار چاپ و نشر كتاب بهطور سنتي از پدر به پسر يا برادر منتقل ميگشته است. اين نسل از ناشران، با آنكه از عاشقان كتاب بودهاند و فيالواقع به اين كار عشق ميورزيدهاند، اما صاحبان و بنيانگذاران اين نسل به گروه «فرهيختگان» تعلق نداشتند؛ نسل اول ناشران ايران، تا پيش از 1300، تنها 10 مؤسسه انتشاراتي و در ميان سالهاي 1301 تا 1310، جمعاً 16 مؤسسه انتشاراتي را در ايران تأسيس كردهاند.
نسل دوم – فرهیختگان
در دهه 30 و 40 و 50، بهتدريج نسل دوم ناشران ايران، پا به عرصه صنعت نشر كتاب ميگذارد. اين نسل، نسلي است كه صفت «فرهيختگي» در مورد اكثر آنان مصداق دارد. اينان با زبانهاي خارجي آشنا هستند. برخي از آنها نويسنده و مترجم و منتقد ادبي هستند. این ناشران برآنند تا خون تازهاي را وارد صنعت نشر كتاب كنند. در نسل دوم ناشران ايران، كار نشر از پدر به پسر نميرسد و رويكرد اينان به چاپ و نشر ، موروثي نيست.
نامهايي چون «انتشارات نيل»، «زمان»، «آگاه»، «مرواريد»، «خوارزمي»، «روزن»، «سپهر»، «توس»، «دنيا»، «بامداد»، «دهخدا» و ديگران را، كساني بنياد گذاشتند كه اين شغل به صورت موروثي در خانواده آنان رواج نداشت. فرهيختگي و آگاهي درباره ادبيات مدرن، انگيزه آنان در تأسيس چنين مؤسساتي بود. برخي از آنها مثل مؤسسه انتشارات خوارزمي يا شركت انتشار به صورت شركت سهامي و با سهام سهامداران، تاسیس شدند.
مقایسه این دو نسل
هرچه نسل اول به ادبيات كلاسيك فارسي و متون مذهبي گرايش داشت، نسل دوم نماينده ادبيات مدرن فارسي و ادبيات مدرن جهان بود، با دو استثناء، يعني بنگاه ترجمه و نشر كتاب و مؤسسه انتشارات فرانكلين ـ كه سهم عمدهاي در نشر ادبيات مدرن جهاني در ايران داشتهاند ـ بيشترين سهم چاپ آثار مدرن فارسي و غير فارسي مديون نسل دوم ناشران كتاب در ايران است.
كليه آثار «سارتر» و «كامو» و بهطور كلي قلمرو ادبيات متعهد و آثار اگزيستانسياليستي و نمايشنامههاي مدرن و آثار «همينگوي» و «فالكنر» و «اشتاينبك» و موج ادبيات نو اروپا و آمريكا، توسط اين ناشران در دهههاي 30 و 40 و 50 به دست خوانندگان مشتاق خود رسيده است.
سهم اين ناشران در پيشبرد شعر نو در ميان خوانندگان فارسي زبان چه در ايران و چه در كشورهاي فارسي زبان ديگر اظهر منالشمس است (در نيمه دهه پنجاه، تعداد ناشران نسل اول و نسل دوم در سال 1355 به رقم 127 ناشر در تهران و 56 ناشر در شهرستانها ميرسد).
ناشران بعد از انقلاب
با انقلاب 1357 نسل سوم ناشران پا به عرصه وجود ميگذارد. اين نسل از ناشران، جواناني هستند كه با پديده كتابهاي «جلد سفيد» به بازار كتاب ملحق ميشوند. اينها كه اكثرشان كاركنان شاغل در كتابفروشيهاي نسل اول و نسل دوم بودهاند و در عمل از عطش جوانان به خواندن كتابهاي سانسور شده و ممنوع، اطلاع دارند، با چاپ كتابهاي ممنوع ـ با جلد سفيد (هم به دليل پنهانكاري از تعقيب حكومت و هم به دليل فرار از پرداخت حقالتأليف به صاحبان اثر)ـ وارد عرصه نشر كتاب ميشوند. بخش عمده فعاليتهاي انتشاراتي در ماههاي اول انقلاب، در تيول اين جوانان است.
با استعفاي دولت موقت و سختگيري وزارت ارشاد، پديده كتابهاي «جلد سفيد» فروكش ميكند. اما تعداد بيشماري از همين جوانان، همراه با جوانان ديگري كه جاذبه كار نشر، دامانشان را رها نميكرده است، به صورت نسل سوم، و با داشتن جواز نشر از طرف وزارت ارشاد، پا به ميدان ميگذارند، که نامهايي چون: انتشارات «روشنگران»، «دماوند»، «فرزان»، «فرهنگ معاصر»، «رسا»، «هيرمند»، «كتابسرا»، «نشرآزمون»، «نشرمركز»، «طلايه»، «پرواز»، «نشرگفتار»، «نشرخرم»، «نشرچشمه»، «نيلوفر»، «جامي»، «كاوش»، طرح نو و صدها نام ديگري كه همگي پس از انقلاب پا به عرصه وجود گذاشتهاند، از آن جملهاند.
نسل اول به دليل موروثي بودن شغل و نسل دوم به دليل فرهيختگي ناشران، از يك نوع همرنگي برخوردارند. نسل سوم اما از اين يكرنگی برخوردار نيست. گروهي صرفاً به دليل اقتصادي و گروهي به دليل آرمانخواهي به اين صنعت روی آوردهاند.
جالب آنكه اين سه نسل، هماكنون در كنار هم و به موازات هم، در صحنه صنعت نشر كتاب حضور دارند. این ناشران همچنان به تلاش فرهنگي خود ادامه ميدهند. با فرض آن كه تعداد نسل اول كمتر، تعداد نسل دوم بيشتر و تعداد نسل سوم بيشترين را تشكيل ميدهند.